


تهارن - حیات
اولین نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «روز سوم» در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
به گزارش گروه خبری حیات ، نخستین جلسه نقد و بررسی فیلمهای روی پرده سینمای ایران در سال 86، سهشنبه 5 تیر در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار میشود.
بر اساس این گزارش، در این جلسه که از ساعت 17 تا 21 برگزار میشود، فیلم «روز سوم» ساخته «محمد حسین لطیفی» اکران و سپس با حضور پدید آورندگان این اثر، جلسه نقد و بررسی فیلم برپا خواهد شد.
همچنین در این نشست علاوه بر کارگردان و تهیهکنندگان پوریا پورسرخ، حامد بهداد، دیگر بازیگران و عوامل فیلم و علیرضا درستکار به عنوان کارشناس و مجری حضور خواهند داشت.
گفتنی است واحد سینما تئاتر فرهنگسرای نیاوران بر آن است تا این نشستها را به روال سال گذشته به صورت مستمر برپا کند.
|
امضای پوریا پورسرخ در دفتر خاطرات صندلی داغی ها
|
۱.متولد تیرماه 1356
2.اولین استادش آقای تارخ بود ولی به وسیله ی آقای لطیفی کشف شد(بقول خودش هر چه دارد از محمد حسین لطیفی است)
3.کارش را با بازی کوتاهی در سریال فرار بزرگ آغاز کرد
4.بعد از بازی در وفا تمامی کارگردانها به او روی آوردن(بقول خودش بعد از وفا 90% فیلمنامه های عشقی در خانه ی من بود)
5.برای اینکه به همه ثابت کند که فقط نمیتواند ژوبیین سریال وفا باشد در صاحب دلان بازی کرد ولی اخلاق و رفتار او در زندگی شخصی اش هیچ تناسبی با نقشش در صاحب دلان نداشت و ندارد
6.مجرد است
7.به نقش اش در روز سوم بیش از تمام نقش هایش که تاکنون بازی کرده است علاقه دارد
8.عاشق پاترول مشکی(والبته ماشین خودش هم است)
9.خبر های ازدواج و بچه دار شدنش همگی شایعه بود
10.باران کوثری را بهترین بازیگر نقش مقابلش میداند که تا کنون با او همبازی بوده است
11.بعضی ها می گویند صدایش شبیه به محمدرضا فروتن است
12.به نظر خودش محمدرضا گلزار برای بازی در فیلم جدید محمد حسین لطیفی(توفیق اجباری) شایسته تر بود
13.پوریا پور سرخ می گوید: ما از قديم گفتيم كه جنوبي ها خيلي آدمهاي خون گرمي هستند و خرمشهري ها هم همينطور آنها خيلي ضربه خوردند در جنگ
14.دوست صمیمی محمدرضا گلزار وخانواده اش
15.بخودش در اخلاق نمره5/18 میدهد
16.فیلم روز سوم آخرین فیلم اوست که بر روی پرده های سینما هست
بله.دراین باره صحبتی با من شده و قرار است درامارات فیلمبرداری شود.البته اگر وزارت ارشاد اجازه بدهد در غیر این صورت بازی نمی کنم.
۲.آیا هنگام فیلمبرداری پسران آجری دچار صدمه شدید؟
بله.سرم شکست وشش-هفت تا بخیه خورد.
۳.چند تا خواهر وبرادر دارید؟
یک برادر به نام رضا.ودو خواهر به نامهای پانته آوپگاه.
¤.در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
کار جدیدم "روزسوم"نام دارد به کارگردانی محمد حسین لطیفی که کل لوکیشن در آبادان بودوتا آخردی ماه فیلمبرداری آن ادامه داشت.
منبع:روزهای زندگی-نیمه اول بهمن ۸۵
محمد حسين لطيفي: دوست نداشتم «روز سوم» به جشنواره برسد
باران كوثري: فكر ميكنم گناهي مرتكب شدم!
فيلم سينمايي «روز سوم» با حضور عواملش ، در سينما فلسطيننقد و بررسي شد.
محمدحسين لطيفي كارگردان اين فيلم ضمن اشاره به تمام شخصيتهايي كه در قصهي اين فيلم خلق شده است، گفت: اينها همه كساني بودند كه در واقعيت هم وجود داشتهاند، البته دقيقا همانند داستان واقعي نيست، در آنجا همه نجات پيدا كرده بودند من از چيزهايي كه شنيده بودم ذرهاي را توانستم نشان دهم.
وي در پاسخ به سوالي درباره استفاده از بازيگران تلويزيوني در اين فيلم گفت: من تلويزيون و سينمايي بودن را نميفهمم، خود من به راحتي در هر دو بخش كار ميكنم. برايم قابليت بازيگران مهم است واگر فيلم توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار كند، قطعا عامل اصلياش بازيگري است كه مقابل دوربين ايفاي نقش ميكند.
لطيفي همچنين با اشاره به لهجهها در فيلم اظهار داشت: لهجهاي كه بازيگران دارند براي خود خرمشهريها قابل باور بوده است. من حتي براي اينكه حس و حال هم درست درآيد، با وجود اينكه ميتوانستيم صحنههايي را در اطراف تهران بگيريم از تهيهكننده خواهش كردم به خرمشهر برويم و تمام صحنهها را آنجا بگيريم.
اين كارگردان با اشاره به صحنه كانال گفت: اين صحنه يكي از مهمترين لحظات فيلم است و توانمان را در جاهاي ديگري نگه داشتم تا در آنجا خرج كنم و به خاطر همين طولانيتر از بقيه صحنهها شده است.
لطيفي درباره كانديد شدن «روز سوم» در دوازده رشته و حرفهاي مطرح شده درباره آن اظهار داشت: من جزو معدود كساني بودم كه دوست نداشتم، فيلم به جشنواره برسد. من 10 سال پيش «سرعت» را در جشنواره شركت دادم و بعد از آن بقيه فيلمهايم را شركت ندادم. من جزو كساني هستم كه اعتقادي به جايزه دادن و جايزه گرفتن ندارم فقط معتقدم كه گروهي دراين فيلم عاشقانه كار كردند.
وي افزود: در بخش انتخاب مردمي جشنواره هم اگر زودتر كار را ميرسانديم قطعا ميتوانست مورد نظر قرار گيرد.
باران كوثري بازيگر اين فيلم هم با بيان اينكه خيلي خندهدار است كه دربارهي سيمرغ گرفتن در اينجا حرف بزند اظهار داشت: اين انتخابها نظر عدهاي داور است. در اين يكي دو روز برخوردها به گونهاي بوده است كه فكر ميكنم گناهي را مرتكب شدهام كه از دو فيلم كانديد شدهام و كمكم دارم ميترسم و مشكل اصلي هم اين است كه «روز سوم» در 12 رشته و خونبازي در 6 و 8 رشته كانديد شده است.
وي همچنين دربارهي لهجهاش در فيلم و صحنههاي زير خاك گفت: براي لهجه مشاور داشتيم و با آدمهاي مختلف حرف ميزديم. در صحنههاي زير خاك هم آنجا را همانند صندوقي درست كرده بودند كه رويش حصير ميانداختيم.
كوثري اظهار داشت: هميشه آدم سعي ميكند نقشهاي متفاوتي بازي كند و خوشحالم امسال از دو فيلم متفاوت كانديد شدهام.
پوريا پورسرخ ديگر بازيگر فيلم هم راهنماييهاي لطيفي و مالك سراج رادر رسيدن به نقشهآش و درآوردن لهجه بسيار موثر دانست و گفت: من بيتجربهترين عضو گروه بودم كه همه كمكهاي زيادي به من كردند.
برزو ارجمند نيز اظهار داشت: من چون بيشتر بازيگر تلويزيون هستم شايد در سال يك فيلم به من پيشنهاد شود و خوشحالم كه در اين فيلم بازي كردم. تنها سختي كار هم سرد بودن هواي آبادان بود كه در آن شبكاريها خدا ميداند كه چقدر بچهها ميلرزيدند.
حامد بهداد هم گفت: وقتي نقشي به من پيشنهاد ميشود به نقاط ضعف و قوت آن نگاه ميكنم و وقتي با يك نقش منفي و ضد قهرمان مواجه شدم نقاط مثبت آنرا پيدا كردم.
وي دربارهي پايانبندي فيلم اظهار داشت: پايان فيلم را دوست دارم و معتقدم فرم خوبي شده است و از ديدنش لذت ميبرم.
در ادامه اين جلسه مهدي سجادهچي توضيحاتي درباره فيلمنامه اين فيلم ارائه داد و گفت: آقايي بنام زرگرنژاد تحقيقات اين فيلم را انجام دادند و از يك داستان واقعي ايده را براي من نوشتند و من آن را تبديل به فيلمنامه كردم.
وي با اشاره به تغييرات صورت گرفته در فيلمنامهاش اظهار داشت: يك سوم ابتدايي فيلمنامه من به ماجراهاي قبل از جنگ مربوط ميشود كه در فيلم آقاي لطيفي به صورت فلاش بك آنرا نشان دادند، ضمن اينكه چند شخصيت هم به كار اضافه شد.
حميد آخوندي مجري طرح «روز سوم» زمان ساخت اين فيلم را 12 آبان تا 4 بهمن عنوان كرد و گفت: ما طي 62 جلسه فيلمبرداري داشتيم و از نظر امكانات هم هر آنچه خواستيم ارتش در اختيارمان قرارداد و به قول خود آقاي لطيفي «خدا نوشت خدا گرفت و نامش شد روز سوم».
كاوه ايماني تدوينگر و عليرضا جلالي تهيهكننده ديگر حاضر اين جلسه بودند كه توسط مهدي كرمپور اداره ميشد.
گفت و گو با روز سومی ها
رضا واقعا براي لحظهاي تصميم ميگيرد شليك كند...
دستش را روي ماشه ميگذارد... ميگريد... نميتواند شليك كند... ياسمن كه ميبيند برادرش قادر به اين كار نيست، دستش را دراز ميكند و اسلحه را در چنگ مي گيرد. رضا كه مقصود او را ميفهمد، مقاومت ميكند و اسلحه را به خواهر نميدهد و مستأصل به خودش دشنام ميدهد.
رضا: خدا منو بكشه... تو سرسختي ميكردي، من چرا قبول كردم بموني
ياسمن: (بي توجه به حرفهاي او) بده رضا .... ولش كن...گفتم ولش كن
رضا با اكراه تسليم شده و اسلحه را رها ميكند
اين متن بخشي از فيلمنامه «روز سوم» نوشته مهدي سجادهچي است. روايت داستان خواهر و برادري كه براي حراست از شرافت خود تا پاي جان مبارزه ميكنند.
##گفتوگو با عوامل فيلم سينمايي «روز سوم»
** لطيفي: اميدوارم «روز سوم» به جشنواره فجر برسد
كارگردان فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: اميدوارم فيلم «روز سوم» تجربه خوبي براي من باشد. اگر خدا كمكمان كند اين فيلم به جشنواره امسال نيز خواهد رسيد.
به گزارش خبرنگار فارس، محمدحسين لطيفي در خصوص چگونگي به عهده گرفتن كارگرداني فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: آقايان جلالي و آخوندي خيلي اذيت شدند چون قرارداد من براي دو تا كار سينمايي بود كه زور تلويزيون به سينما چربيد و مجموعه «صاحبدلان» را به عهده گرفتم و نزديك 5 ماه طول كشيد. البته پيشتوليد «روز سوم» را شروع كرده بوديم و اگر خدا كمكمان كند اين فيلم به جشنواره امسال نيز خواهد رسيد. هر چند كه من اعتقادي به سيستم جشنواره فجر ندارم و فكر ميكنم كه كلا بايد سيستم آن عوض شود ولي دوستان معتقد هستند كه چون كار متفاوت است بايد در جشنواره شركت كند.
وي در مورد فيلمنامه «روز سوم» اظهار داشت: قصه اين فيلم مبناي واقعي دارد. اتفاقي افتاده است و ما به عنوان فيلمساز نسبتا سينمايي بايد دخل و تصرفي در آن كنيم اما در اصل، بنياد اين قصه مستند است. اين فيلم قصه دختري است كه در خانه محبوس است و عراقيها دورتا دور محل را گرفتند و برادري كه مي خواهد خودش را به خواهر برساند. اما آن چيزي كه من را وسوسه ميكند شخصيت و آدمها است.
لطيفي اضافه كرد: بايد باور كنيم كه خرمشهر قبل از سقوط، يك شهر با خواستهها، عشق، آرزو، ازدواج، مرگ و غيره است اما با يك حمله ناجوانمردانه، همه چيز رنگ خون و تباهي ميگيرد ولي اين بچهها زنده هستند و زندگي ميكنند. در اكثر كارهاي دفاع مقدس يك سري آدم آسماني خلق ميشود كه در بين ما آدمهاي زميني زندگي ميكند. اما حقيقت اين است كه اينها زميني و عاشق زندگي هستند و آنچه عشق مي ورزند را در طَبق اخلاص ميگذارند. آنها عاشق طبيعت و زندگي هستند اما همه اينها را روي زمين ميگذارند؟ اگر تمام اين عشق را نشان دهيم معناي ايثار و آن هدف بلند مشخص ميشود و قصه «روز سوم» اين اجازه را به من ميدهد. قصه ما هم از يك ماه بعد از جنگ ايران و عراق شروع ميشود و 4 روز آخر سقوط خرمشهر را نشان ميدهد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چقدر فيلم «روز سوم» در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت مؤثر خواهد بود، گفت: من وقتي ميخواهم كاري را شروع كنم دنبال اين نيستم كه ستارهترين را به هر قيمتي، سرجايي بگذارم كه غلط است. ما يك سري فيلمها را در ايران داريم كه دوستان بازي ميكنند در حالي نقشها مال آنان نيست ولي چون محبوبيتي بين مردم در سينماي ايران دارند، انتخاب ميشوند. ما هر لحظه از جنگ را واقعي تصور كنيم فرهنگ ايثار و شهادت هست. ما بايد راست بگيم و به قول بچهها آدمها راست راستكي باشند. من وقتي از خيلي رزمندهها، آدمهايي كه در جنگ بودند، سؤال ميكنم ميگويند«كم پيش ميآيد فيلم جنگي را ببينيم، آخر اينها ما نيستيم» اتفاقا آنها هستند كه ميتوانند بگويند اين صحنه راست يا دروغ است.
كارگردان فيلم «روز سوم» در پاسخ به اين سؤال كه پس دليل كم مخاطب بودن فيلمهاي جنگي، عدم راستي در آن است؟ اظهار داشت: ممكن است خود من هم اشتباه كنم. من شاگرد مدرسه سينما هستم و دارم ياد ميگيرم. اولين چيزي كه برايم مهم است توانايي بازيگر هست. بازيگر بايد توان داشته باشد كه خود بازي كند. به عنوان مثال وقتي من برزو ارجمند را انتخاب ميكنم ميخواهم اميري با مايههايي از برزو ارجمند داشته باشم. من ميگويم بايد 30 درصد خودش باقيبماند. ما نيامديم فيلم بسازيم ما آمديم زندگي كنيم. زندگي را خلق كنيم. اگر قرار است زندگي را خلق كنيم آدمها بايد واقعي باشند.
وي در خصوص فيلمهاي جنگي توليد شده در كشور، گفت: من به تمام اين فيلمها احترام ميگذارم. آنها در زماني كار ميكردند كه محدوديتهايي وجود داشت. من يادم ميآيد در فيلم سرعت يك سكانس جنگي داشتيم. عبدالرضا اكبري كه يك بسيجي بود با يك رانندهاي ميآمدند كه دو خمپاره در اطراف ماشين آنها ميخورد و ماشين كج ميشود. در اين صحنه اكبري ميگويد «گند زدي با اين رانندگي.» دوستان در سپاه گفتند كه اين جمله خوب نيست و بسيجي نميگويد گند زدي.
وي افزود: سينماي جنگ يك تجربه است. اگر موفق شدم ميتوانم حرف بزنم. سينماي جنگ بعد از جنگ نتوانست مخاطب داشته باشد. چرايش را بگرديد پيدا كنيد. من اميدوارم غلط نروم. بپذيريد آخرين فيلم جنگي جدي اين مملكت كه اسمش را نميبرم، بليط مجاني در دبيرستانها توزيع شد تا سينماها پر شود. اين راه غلطي براي پر كردن سينماها است. اگر ايراد است، ايراد را جور ديگري حل كنيم. يك ميليارد و 800 ميليون تومان تبليغات براي اينكه مردم بيايند فيلم ببينند و آخر هم نميآيند. استفاده از 4 بازيگر كه فقط دو پلان در فيلم وجود دارند. همه غلط است. مثل باتلاقي است كه گير كرديم و در آن دست و پا ميزنيم.
لطيفي اضافه كرد: اصل، قصه است. دست نويسندهاي را ميبوسم كه خوب بنويسد. اگر هم بد بنويسد من كاري ندارم. من بد نميگويم. به هر قيمتي شده عوضش ميكنم. خلق قصه به نوعي فتوكپي از حركت خداوند است. قصه خداوند، من و شما بازيگران آن هستيم. اينكه بنياد شهيد و امور ايثارگران سرمايهگذار اين فيلم است، بسيار خوب است اما اي كاش سرمايهگذاران خصوصي وارد كار شوند. رازهايي سينما دارد كه اگر كشفش كنيم مشكل حل ميشود.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بيشترين درصد بازيگران فيلم «روز سوم» جوان هستند، براي آنكه آنان در نقش خود فرو روند چه كرديد؟ پاسخ داد: من كارهاي نيستم. خدا بخواهد ميشود. در وجود بچهها ولوله است. مثل مسابقه دوميداني است كه بچهها انگشتانشان را روي زمين گذاشتند و منتظر اعلام حركت هستند.

** پورسرخ: همه نقشها در «روز سوم» اول هستند
پوريا پورسرخ بازيگر نقش رضا در «روز سوم» گفت: تعجب ميكنم كه يك قصه به اين طراوت و زيبايي چرا از اول جنگ تا الان ساخته نشده است. البته اين شانس ما بود. چون همه نقشها در اين فيلم اول هستند.
پوريا پورسرخ در گفتوگو با خبرنگار فارس افزود: اوايل كار «صاحبدلان» بوديم كه آقاي لطيفي از قصهاي تعريف كردند كه در جنوب كشور روي داده و بر اساس يك داستان واقعي نوشته شده است. در حد دو سه خط كه همانروز آقاي لطيفي تعريف كردند، آن قدر جذابيت داشت كه ايفاي نقش كردن در آن پروژه يك آرزو برايم شد. خدا را شكر بين انتخابهاي زيادي كه بود اين نقش به من رسيد.
به نظر من داستان خيلي قشنگي دارد، همه چيز در آن هست. عشق خانواده، عشق به وطن، ناموس پرستي و غيرتي كه هميشه از آن دم مي زنيم كه ايرانيان به خصوص جنوبيها دارند. اين فيلمنامه اينها را به علاوه با يك قصه و طرح نو داشت.
وي در خصوص نقش خود گفت: يكي از برجستگيهاي اين فيلمنامه كه آقاي لطيفي دارد به آن ميپردازد اين است كه همه نقشها نقش اول هستند. اميدوارم خدا كه تا الآن به ما كمك كرده تا آخرش هم كمك كند.
پورسرخ در مورد فيلم «روز سوم» اظهار داشت: اين فيلم جنگ محور نيست. اين را صادقانه عرض كنم. وقتي كه اينجا آمدم و با دوستان صحبت كرديم. به حرف هم سخت است كه چي گذشت. اين فيلم واقعبينانه است. فكر ميكنم خدا خيلي من دوست داشت كه تو اين مجموعه آمدم. ما چند روز زودتر آمديم. فكر ميكنم داره معناي زندگي كردن برايم تغيير پيدا ميكند.
وي كه متولد 1356 است در پاسخ به اين سوال كه چقدر سعي كرده به نقش خود نزديك شود، گفت: من اول از همه صادقانه از خدا كمك ميگيرم. اعضاي گروه طوري برنامهريزي كردند كه ما بتوانيم با قهرمان آن موقع صحبت كنيم و حس و حال را به دست آوريم. يك سري از فيلمهاي مستند آن دوران را آقاي جلالي زحمت كشيدند و ما ديديم. تعدادي از رمانهاي برجسته جنگ را خوانديم.
بازيگر فيلم «روز سوم» ادامه داد: جذابيت اين نقش در اين كار واقعا براي من چيز ديگري بود. نقش بسيار دوست داشتني است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چقدر فيلم «روز سوم» خواهد توانست مخاطبان را جذب كند، گفت: مسئله مخاطب يك بحث است. مسئله محترم بودن كار بحثي ديگر است. مطمئن هستم آقاي لطيفي به كارش خيلي احترام ميگذارد. به خاطر اينكه به مخاطب آن احترام ميگذارد و انشاءالله اين فيلم حق مطلب را ادا كند.


** باران كوثري: «روز سوم» قصه آدمهايي در موقعيت جنگ است
باران كوثري بازيگر نقش ياسمن در فيلم «روز سوم» با بيان اينكه اين فيلم ميتواند جوانان را به سينماي جنگ علاقهمند كند، گفت: «روز سوم» قصه جنگ نيست قصه آدمهايي در موقعيت جنگ است.
باران كوثري در گفتوگو با خبرنگار فارس درباره نقش خود در فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: فيلمنامه، قصه خيلي زيبايي دارد كه بر اساس يك قصه واقعي است. نقش ياسمن هم نقش بسيار زيبايي است چه از لحاظ موقعيتهاي بازي و چه از اين لحاظ كه همه مردم شهر ياسمن را ميشناختند و او بسيار مورد احترام است. پذيرش اين نقش مسئوليت سختي است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا با مردم خرمشهر در مورد اين نقش صحبت كرده است يا خير، اظهار داشت: بله من با مردم شهر صحبت كردم. يكبار يكي از مردم خرمشهر گفت «مردم خرمشهر خيلي مظلومند حتي شهداي آنها، خيلي از شهداي خرمشهر گمنام ماندند.» و اين واقعيت است. بهنام محمدي پسر بچه 12 ساله كه اول جنگ به شهادت رسيد، نمونهاي از اين شهداي گمنام است. فكر ميكنم كه ياسمن و رضا از اين دست هستند. به نظر من قصه خيلي عجيبي است. هيچوقت آدمهايي كه اين طوري قرباني جنگ شدند را ما نديديم.
كوثري كه متولد 64 است در پاسخ به اين سؤال كه با توجه به سنش و اينكه جنگ را نديده است، براي ارائه بازي خوب در يك فيلم جنگي چقدر مطالعه و تلاش كرده است، گفت: ما داريم از يك قصه واقعي اقتباس ميكنيم. در واقع برداشت آزاد است. من خيلي سعي كردم كه به آن فضا نزديك شوم. به نظرم موقعيت انساني است و بايد آن را در يك شرايط انساني پيدا كرد نه در يك موقعيت جنگ، چون كه افراد دارند زندگي ميكنند ولي يكدفعه يك بمب خانهاشان را ويران ميكند.
وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد نظرش به عنوان يك جوان در مورد فيلمهاي جنگي ساخته شده در كشور، اظهار داشت: من قصد جسارت ندارم ولي تعداد زيادي از فيلم هاي جنگي كه در ايران ساخته شدند فيلم جنگي نبودند فيلم تبليغي بودند. اداي جنگ را ميكردند. هيچوقت فيلم جنگي نديدم كه به عنوان يك جوان، مرا در موقعيت جنگ قرار دهد. به اندازه انگشت دستم فيلم خوب جنگي به خاطر دارم و فيلم «روز سوم» ميتواند يك اتفاق باشد.
بازيگر فيلم «روز سوم» در خصوص لطيفي كارگردان اين فيلم گفت: براي من خيلي هيجانانگيز است كه با يك كارگردان چند بار كار كنم. مثل تأييد است. همكاري با آقاي لطيفي برايم بسيار لذتبخش و آموزنده است و رابطه خوبي نيز با هم داريم.


** برزو ارجمند: جنگ دلمشغولي من است
برزو ارجمند بازيگر نقش امير در فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: در زمان دانشجويي 6 تئاتر كار كردم كه همه آنها مرتبط با جنگ بود. در حقيقت جنگ دلمشغولي من است.
برزو ارجمند در گفتوگو با خبرنگار فارس در خصوص نقش خود در فيلم «روز سوم» گفت: امير جوان سركشي است كه اعتقادات خاص خود را دارد و در آزمون و خطاست. او در جنگ به دنبال مسائل كاملا شخصي است و يكي از جذابيتهاي شخصيت وي هم همين است.
وي اضافه كرد: به نظر آقاي لطيفي كارگرداني است كه با دلش تصميم ميگيرد و سينما را خوب ميشناسد. من به ايشان اعتقاد دارم. از سويي نقش خود را در فيلم «روز سوم» بسيار دوست دارم.
ارجمند ادامه داد: دلاوريها و اتفاقات جنگ براي من بسيار آموزنده و تعجبآور است. اصلا قبول ندارم كه عراقيها ضعيف بودند. ما اهل جنگ نبوديم ولي براي حفظ حريم كشورمان مبارزهاي جانانه انجام داديم.
وي در خصوص يك فيلم موفق گفت: فيلمي موفق است كه ذهن بازيگر با ذهن كارگردان ازدواج كند كه در اين حالت نتيجهاش اجراي نقشي مناسب و ماندگار است.
ارجمند به بازي خود در فيلم «صاحبدلان» اشاره كرد و اظهار داشت: در فيلم صاحبدلان 3 بار پشت سر هم ترجمه قرآن را خواندم. فيلم سنگين و زمان كم بود. اما نتيجه كار به دليل همسويي فكر بازيگران با كارگردان شكل مثبت گرفت.

** مجيد ياسر: شخصيتهاي «روز سوم» آدمهاي زميني هستند
مجيد ياسر بازيگر فيلم سينمايي «روز سوم» گفت: يك سري آدمهاي زميني در «روز سوم» هستند كه بعد آسماني مي شوند؛ نگرش اين فيلمنامه در حقيقت اينگونه است.
مجيد ياسر، بازيگر سريال در گفتوگو با خبرنگار فارس گفت: آقاي لطيفي به من گفت كه يك فيلم جنگي به اسم «روز سوم» قرار است ساخته شود و نقش يك آدم آباداني را معرفي كرد كه در اوج اينكه مخاطب را ميخنداند ولي خيلي ساده است. ارتباطش با خدا خيلي نزديك است. از اينكه اين نقش را دادند خيلي خوشحال شدم. الآن چند شب است كه كارهاي مستند زمان جنگ را ميبينم. دوست دارم يك نوع يك تشكر باشد؛ از كساني كه در جنگ واقعي بودند.
وي اضافه كرد: من ده روز زودتر از گروه آمدم تا لهجه آباداني را بتوانم خوب صحبت كنم و بتوانم دين خود را ادا كنم. وقتي يك آباداني و خرمشهري، آن كساني كه در جنگ شركت كردند ميبينند بگويند دمش گرم آن چيزي كه ما بوديم را بازي كرد و كل مخاطبان نيز نقش مرا دوستش داشته باشند. در فينال قصه هم يك اتفاقاتي ميافتد كه واقعا جذب يكسري از ديالوگها شدم.
ياسر در پاسخ به اين سؤال كه ارزيابيش از سينماي دفاع مقدس چيست، گفت: تمام فيلمنامههاي ما خيلي قشنگ است. اگر امكانات كافي باشد خيلي تأثير دارد. ما در قياس با كشورهاي خارجي يك به صد در امكانات عقب هستيم. اگر امكانات به اندازه آنان باشد به مراتب بهتر از آنان فيلم ميسازيم. ما 8 سال جنگ داشتيم و اين تجاربي است كه ميتوانيم به نمايش بگذاريم.
وي ادامه داد: نوع فيملنامه و نوع نگارش اين فيلم متفاوت از فيلمنامههايي كه من ديدم يا خواندم. از همان اول نگفتيم كه آنها آسماني هستند. موقع مرگ تكتك اين افراد ميفهمي كه اين آدم ارتباطش با خدا چقدر نزديك بوده است.













عکس هایی از پوریا پورسرخ در جلسات نقد و بررسی فیلم روز سوم








عکس هایی از پوریا پورسرخ در فیلم روز سوم




عکس هایی از پوریا پورسرخ در فیلم مصائب دوشیزه
عکس هایی از پوریا پورسرخ
خانواده سبز: به عنوان اولين پرسش، يكبيوگرافي كامل از خود براي خوانندگانمانبگوييد:
پوريا: پوريا پورسرخ هستم، پسوند و پيشوندندارم، در چهارم تير ماه يكي از سالهاي خداوندبه دنيا آمدم، دو تا خواهر به نامهاي پگاه، پانتهآ ويك برادر به نام رضا دارم كه هر سه آنها دانشجوهستند، فرزند اول خانواده هستم، مادرم مدرسزبان انگليسي و پدرم بازنشسته شركت نفتميباشد، داراي خانواده گرمي و به قول شماخانواده سبزي هستيم، در حال حاضر دانشجويدكتري فيزيولوژي گياهي هستم...
مجرد ميباشم و امسال هم قصد ازدواجندارم، فكر كنم ازدواج با تصميم نيست، بلكه يكاتفاق شيرين است، گرچه يك سفيديهايي درزندگيام بود كه البته بعدها به سياهي تبديل شد...
خانواده سبز: و در مورد نحوه آغاز كارتان؟
پوريا: اجازه بدهيد مانند خيلي از دوستانپاسخ ندهم، از كودكي به اين كار علاقه داشتم،نه... در كودكي علاقهاي نداشتم، اداي كسي راهم در نميآوردم، بچه بودم به ورزش خيليعلاقه داشتم... به كيوكوشين، يكي از سبكهايكاراته ميپرداختم، فوتبال بازي ميكردم وطرفدار دو آتيشه يكي از تيمها بودم كه در حالحاضر چنين نيست و هر دو تيم محبوب پايتخت رادوست دارم. دوران نوجواني را كه پشت سرگذاشتم، چند دوست داشتم كه در اين حيطهفعاليت ميكردند و خواه ناخواه به تئاتر كشيدهشدم. سپس در يك سمينار سينمايي با غلامحسينلطيفي (كارگردان سريال وفا) آشنا شدم و پس ازمدتي يك رفاقت خوب بين ما پيش آمد...
آشنايي من تا آنجا پيش رفت كه در رابطه بامسائل خصوصي زندگي پيش از مشورت باخانوادهام آن را با ايشان در ميان ميگذارم... دوسال و نيم تا سه سال از آشنايي مان ميگذشت كهدر اين مدت، وي سفر سبز، دختر ايروني وخوابگاه دختران را ساخت و در اين بينآشناييمان تاثيري در بازيگر شدن من نداشت. تااينكه در (فرار بزرگ) نقش فرهاد را ايفا كردم...
كه در آن با مرحوم سعيدي و سروش خليليهم بازي بودم...
سپس به پيشنهاد لطيفي در مجموعه (وفا) بازيكردم و خوشحالم كه اين كار مخاطبين خود راجذب كرد... اين مجموعه يك اداي ديني به آقاامام حسين(ع) بود و چون از دل آمد به دلنشست...
خانواده سبز: براي مردم خيلي جالب است كهبدانند اصلا (وفا) چطور كليد خورد، شما كه دربطن داستان بوديد، چه دانستههايي داريد؟
پوريا: چند ماه پيش از تصويربرداري وفا، پيشتوليد آن آغاز شد، در اواخر تابستان، به پيشنهادلطيفي، به دفتر (سهراب پور) تهيه كننده اينمجموعه رفتم، فيلم نامه را خواندم و برايم بسيارجالب بود... نقش ژوبين به من سپرده شد كه يكياز شانسهاي كاريام بود...
ابتدا، بيشتر از سه ماه، در تهران مقابل دوربينرفتيم و پس از آن در مدت بيش از دو ماه در لبنانبه سر برديم. گروهي كه به لبنان رفتيم، نزديكچهل نفر بودند و بازيگران لبناني هم قبلا با سفركارگردان و تهيه كننده به آنجا انتخاب شدهبودند.
خانواده سبز: تمام مدت در بيروت به سربرديد؟
پوريا: در بيروت و منطقه بلبك كه (امام زادهخوله) در آنجا بود.
خانواده سبز: راستي (امام زاده خوله) كجابود؟
پوريا: دختر خردسال امام حسين (ع) بود...
خانواده سبز: دليل موفقيت مجموعه (وفا)؟
پوريا: بيش از چند ماه مثل يك خانواده دركنار يكديگر زندگي كرديم، گروه بسيار يكرنگ وهمدل بود و همين امر باعث شد تا كار مورد توجهقرار گيرد.
خانواده سبز: خاطره جالبي از تصويربرداريبه ياد نداريد؟
پوريا: البته، آن لوكيشن كه در قايق تفريحي درسواحل مديترانه بوديم، محل تصوير برداري دركنار اسكلهاي بود كه به سفارت آمريكا مشرفبود... شايد من و خيلي از جوانان (مثل من، باخود ميگفتيم، آمريكاييها افراد مودبيهستند... اما با برخورد زننده آنها كه سعي دربيرون كردن ما از آبهاي آنجا داشتند، متوجهشدم كه، سنگ انداختن مردم كره جنوبي بهسوي آنان چندان هم بيربط نيست.
برايم عجيب بود كه آنها در كشور ديگري بهملت كشور ديگري زور ميگفتند... به هر حال آنهااجازه ندادند كه گروه از آن منطقه خارج شوند تاوضعيت روشن شود، اما تهيه كننده مجموعه آقاي(سهرابپور) در همان مكان و زمان، بارايزنيهاي خود مقابل زورگويي بيربط آنانايستادگي كرد و مجوزهاي تصوير برداري درهمان منطقه گرفته شد. به طور كلي لبنان برايكاركردن، آن هم سينمايي بسيار مشكل است، اماوجود يك پشت صحنه حرفهاي و همدل باعث تاكل گروه سر بلند بيرون بيايند. شما اگر توجه داشتهباشيد، در تيمهاي فوتبالي كه داراي يك پشتصحنه پر از حاشيه هستند، خوب نتيجه نميگيرند،در سينما هم وضع به همين شكل است.
خانواده سبز: چند ساعت در روز كار كرديد؟
پوريا: معمولا روزي 12،13 ساعت، امالوكيشن هايي هم بود كه ما 24 ساعت در آنمقابل دوربين قرار گرفتيم.
خانواده سبز: و از مشكلات ديگر كار كميبرايمان بگوييد؟
پوريا: يكي از مشكلات اساسي آب و هوايمديترانهاي لبنان بود، لبنان داراي آب و هوايعجيبي است، براي مثال يك سكانس بايد درآفتاب به تصوير كشيده ميشد، اما ناگهان هواابري ميشد و يا بالعكس كه اين امر باعث وقفه دركار ميشد.
خانواده سبز: و كدام لوكيشن بيشتر به دلتچسبيد؟
پوريا: لوكيشنهاي منطقه بلبك... اما منزل(عمو ديويد) در منطقه فرانسوي نشين (مونا) و(داماتان) فكر كنم بهترين لوكيشنها بود.
خانوادهسبز: شما به عنوان يك بيننده عاديچه پيامي از اين فيلم دريافت ميكرديد؟
پوريا: تصورم بر اين است كه عشق مرزنميشناسد، البته از پيامهاي سياسي آن فاكتورميگيرم.
خانواده سبز: اگر اجازه بدهيد، من گفته شما راكامل كنم، ميخواهم بگويم كه عشق ژوبين به وفاو بالعكس... يك عشق زميني و پاك بود، موافقيد؟
پوريا: صددرصد... دقيقا همينطور است، درهنگام پخش مجموعه در خيابان با يك خانوادهبرخورد كردم، دختر آن خانواده به من گفت كهاگر پسري چنين علاقهاي به من داشت برايم مهمنبود كه اتومبيل او (ژيان) بود، متاسفانه در جامعهامروزي چنين عشقهايي كم پيدا ميشود.
خانواده سبز: متاسفانه ميبينيم كه ارتباطهايامروزي، بين دختران و پسران برروي مادياتاست. متاسفانه روابط بيشتر سوء استفاده شده وكلاه بر سر هم گذاشتن، موافقيد...
پوريا: دقيقا، در دورهاي كه مد شده، اتومبيلشما چيست؟ منزلتان كجاست؟ مسافرت كجاميرويد، كه البته اين مسئله در بين آقايان هم مدشده، اما (وفا) نشان داد كه عشق واقعي ميتواندتمامي اين مرزبنديها را بشكند، اجازه بدهيدمثالي برايتان بگويم، من در محله جردن (آفريقا)تهران مينشينم، به مرزبنديهاي شمال و جنوبهم توجه زيادي نميكنم، در بالاي شهر بالغ برصد نفر به من گفتند كه در ساعات پخش اينمجموعه ما (ماهواره) نگاه نميكرديم.
خانواده سبز: دقيقا نقش شما انقدر به دلچسبيد كه من زماني با شما تماس گرفتم، شما را(ژوبين) جان صدا زدم... حالا عشق زميني بود ياعشق الهي!
پوريا: اشارهتان زيبا بود، در فيلم ديديم كهژوبين، زندان، تيمارستان و فشارهاي عصبي راتحمل كرد تا خود را به وفا برساند... از طرفي(وفا) هم دو سال به انتظار مانده بود و يك عشقزميني پاك را به تصوير كشيد، در پشت صحنه، درقسمت پاياني فيلم، تمامي عوامل گريه كردند...
خانواده سبز: و برخورد بازيگران لبناني بامجموعه چه بود؟
پوريا: معمولا در لبنان مسيحيان و مسلمانانزندگي ميكنند، اما مسلمانان آنان، بسيار عقايدسفت و سختي داشتند... برخوردها بسيار خوب ومحترمانه بود.
خانواده سبز: و حرف نگفتهاي در موردمجموعه (وفا) به ياد نداريد؟
پوريا: از تشكرهاي روزمره خوشم نميآيد، امابايد بگويم اگر گروهي با اين صداقت كار نميكرد،اين مجموعه به ثمر نمينشست، تهيه كننده تماميامكانات رفاهي از خورد و خوراك گرفته تاگردش و... را براي ما فراهم كرده بود، به جراتميگويم كه با كرايه آن قايق تفريحي ميتوانيك سريال ساخت، آن لوكيشن را ميتوانستيم دربيرون از دريا هم مقابل دوربين ببريم، اما سعي شدكه در دريا ساخته شود... تا به دل بيننده بنشيند...
خانواده سبز: درباره گروه نويسندگان همبرايمان بگوييد؟
پوريا: طرح كلي آن توسط استاد فريدونجيراني نوشته شده بود كه سپس توسط عليرضاافخمي و سعيد رحماني بازنويسي شد...
خانواده سبز: سپاسگزاريم كه به پرسشهايمانبهطور كامل پاسخ داديد، اما از آنجا كهخوانندگانمان به مسائل حاشيهاي هم علاقمندهستند، چند پرسش خصوصي هم داريم، ابتدا بهما بگو از پول خوشت ميآيد و خوب پول خرجميكني يا نه؟
پوريا: مهم است، اما اصل نيست، منفوقالعاده ولخرجم...
خانواده سبز: به جز بازيگري كار ديگريداريد؟
پوريا: طراحي فضاي سبز و ترجمه مقالاتبراي مجلات علمي...
خانواده سبز: آدم حسابگري هستيد؟
پوريا: اصلا حسابگري نميكنم، معتقدم اگرخوب پول خرج كني، خداوند خوب پولميرساند.
خانواده سبز: يادت است چه ساعتي به دنياآمدي؟
پوريا: ساعت 4 صبح به دنيا آمدم.
خانواده سبز: كجا تحصيل ميكرديد؟ به يادداريد!
پوريا: از آنجا كه پدرم شركت نفتي بود، تادوران دبستان در شهرهاي مختلف به خصوصشهرهاي جنوبي بوديم، در دوران راهنمايي درمدرسه شهيد باهنر تهران و دوران دبيرستان را درمدرسه (رازي) گذراندم.
دوران ليسانسم را در رشته اصلاح نباتاتدانشگاه آزاد شيراز كه در آخرين سال تحصيليرتبه سوم را بدست آوردم...
و دوران فوق ليسانسم را در تهران و رشتهفيزيولوژي گياهي گذراندم كه باز هم با رتبه سوم،فارغالتحصيل شدم.
خانواده سبز: به كسي بدهي داري؟
پوريا: بدهي مالي نه، شايد بدهي اخلاقيداشته باشم.
خانواده سبز: كسي است كه از او بخواهيعذرخواهي كني؟
پوريا: بله، مادرم، من در يك سني، آدم خوشاخلاقي نبودم، خيلي داد و بيدادي بودم، آنزمان به ورزش (بوكس) ميپرداختم و روياعصاب من تاثير گذاشته بود، اما مادرم مرا تحملكرد. از او عذرخواهي ميكنم.
خانواده سبز: و كمتر از دو ماه ديگر تا جامجهاني مانده، نظرت را در رابطه با تيم ملي بگو؟
پوريا: البته فكر نكنم تا آن حد صلاحيت اينكار را داشته باشم، به عنوان يك علاقمند بهفوتبال و كشورم، با تدابير (برانكو) موافق نيستم،چرا كه خيلي از بازيكنان شايسته را پشتدربهاي تيم ملي گذاشته است.
خانواده سبز: فكر كنم گفتگوي خوبي از آب درآمد؟
پوريا: دقيقا، خيلي خوب بود، زميني زميني والبته پاك...
روز سوم
عباس خامهيار در گفتوگو با خبرنگار فارس افزود: فيلم « روز سوم» اولين فيلم سينمايي بنياد شهيد و امور ايثارگران پس از تجميع سه نهاد ايثارگري، است.
وي ادامه داد: اين فيلم يكي از اقدامات بنياد شهيد و امور ايثارگران در راستاي ترويج فرهنگ و ايثار و شهادت در قالب هنر است.
خامهيار فيلم «روز سوم» را فيلم موفقيتآميزي عنوان كرد و گفت: اين فيلم بر اساس يك ماجراي واقعي ساخته شده است.
فيلم سينمايي «روز سوم» به سه روز آخر سقوط خرمشهر ميپردازند و داستان خواهر و برادري را نشان ميدهد كه خواهر به دليل شكستگي پا امكان فرار ندارد و برادر، او را در ميان خاك پاغچه خانه پنهان ميكند تا در فرصتي مناسب بتواند خواهر را فراري دهد....
در اين فيلم بازيگراني مانند پوريا پورسرخ، باران كوثري، حامد بهداد، برزو ارجمند، شهرام قائدي، مهدي صبائي و مجيد ياسر حضور دارند.
فيلم « روز سوم» در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر جوايز مختلفي را كسب كرد كه بهترين فيلم، بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر نقش اول زن از جمله اين موارد است.
محمد حسين لطيفي گفت: كارگردانان وظيفه دارند در دورهي فيلمسازيشان به موضوعات دفاع مقدس بپردازند و خدا را شاكر هستم كه اين موقعيت براي من فراهم شد. به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين كارگردان در نشست نقد و بررسي فيلمن روز سوم كه روز گذشته ـ پنجم خردادماه ـ درتالار امام خميني (ره) دانشكده علوم پزشكي برپا بود پرداختن به موضوع جنگ را چه در ژانر كمدي و چه جدي مثبت دانست و اظهار داشت: در سينماي جهان هم بعد از گذشت چند دهه از يك جنگ دوباره بهآن رجوع ميكنند و آنرا واقعبينانهتر بهتصوير ميكشند ما هم اگر بعد از 25سال به جنگمان رجوع ميكنيم كار مرسومي انجام دادهايم. وي با بيان اينكه در يك فيلم سينمايي سقوط خرمشهر را بهسختي ميتوان بهتصوير كشيد تصريح كرد: اين كار در يك مجموعه 35 قسمتي 60 الي 70 دقيقهاي جواب خواهد داد. در «روز سوم» من ميخواستم يك قصه را بهتصوير بكشم مستقيما به جنگ نپردازم، همانند عشق يك عراقي به دختري ايراني يا گروهي كه براي نجات يك دختر اقدام ميكنند اما تصميم گرفتم همه را با هم كار كنم و چند قسمت را نيز اضافه كنم كه اين كار آساني نبود. باران كوثري از بازيگران اين فيلم هم 50 درصد بازيش را در «روز سوم» موفق دانست و گفت: ماجراي واقعي اين فيلم آنقدر وحشتناك بود كه جاي كار بيشتري داشت و همين حضورم را مديون آقاي لطيفي و بازيگران ديگر كه مقابلشان بودم بويژه حامد بهداد هستم. وي در ادامه با اشاره به اعتراضات صورت گرفته به داوريهاي جشنواره فيلم فجر در دوره اخير اظهار داشت: معمولا بعد از هر جشنوارهاي اين اعتراضات وجود دارد ما سه ماه در بدترين شرايط در آبادان وخرمشهر كار كرديم و قطعا جاي هر كدام از عوامل شخص ديگري بود فيلم ساخته نميشد و درعينحال هيچگونه كمك دولتي هم به فيلم نشد و در واقع اگر اين حمايت وجود دارد، فرداي جشنواره اعلام نميكردند سيمرغها از پرواز خودشان ناراضي هستند.حميد آخوندي مجري طرح فيلم هم ادامه داد: دوستان از امكانات دولتي استفاده كردند و بالاي صحنه آمدند و حرفهايشان را هم زدند و ما كه از هيچ نوع امكانات دولتي استفاده نكرديم، آنقدر شلوغ كردند كه هيچ نگفتيم. وي افزود: حتي زماني كه جايزه بهترين كارگرداني فيلم را دريافت كرديم سمندهاي اهدايي را به يك جانباز و يك خانواده شهيد بخشيديم، اما رسانه ملي حاضر نشد اين بخش از صحبتهاي ما را پخش كند. آخوندي مبلغ قرارداد ساخت اين فيلم با بنيادشهيد 400 ميليون تومان عنوان كرد و گفت: ما طبق اين قرارداد كار كرديم و عوامل هم حتي با بخشيدن درصدي از دستمزدشان به ساخت فيلم كمك كردند. همچنين فرماندهان ارتش نيز در كنار ما بودند و امكانات را در اختيارمان قرار دادند. عليرضا كهنديري سازندهي موسيقي متن اين فيلم هم درباره كم بودن مقدارموسيقي اين فيلم اظهار داشت: وقتي فيلم را به اتفاق آقاي لطيفي ديديم حس كرديم همين مقدار موسيقي لازم است من قبلا در فيلم «رنگ خدا» هم فقط 6 دقيقه موسيقي ساختم. حامد بهداد ديگر بازيگر اين فيلم هم از ديگر حاضران اين نشست بود. اجراي اين جلسه را جليل اكبري صحت بر عهده داشت. در پايان جلسه هدايايي از سوي دانشكده علوم پزشكي به عوامل فيلم روزسوم اهدا شد.فيلم سينمايي «روز سوم» قرار است از تيرماه سال جاري در سينماهاي تهران به نمايش درآيد.
..:: لطیفی:برای روز سوم زندان هم رفتیم ::..
در نشست نقد و بررسي فيلم عنوان شد :
لطيفي: براي «روز سوم» زندان هم رفتيم

خبرگزاري فارس: محمدحسين لطيفي گفت: براي ساخت «روز سوم» از حداقل امكانات بهره گرفتيم و حتي يك روز وقتي براي افكت انفجار، دو تا چاشني در سقف ايجاد كرديم و با انفجار آنها به ساختمان مخروبهاي خسارت زده شد، آمدند، ما را دستگير كردند و ما تا پاسي از نيمه شب در زندان بوديم.
همه چیز از روز سوم
به گزارش خبرگزاري فارس، نشست نمايش و نقد و بررسي فيلم روز سوم محمدحسين لطيفي دو روز پس از سالگرد فتح خرمشهر و در آستانه آغاز نمايش عمومي اين فيلم در نيمه خرداد عصر ديروز در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد.
درنشست نقد و بررسي فيلم روز سوم كه به مديريت "جليل اكبري صحت"، منتقد؛باران كوثري و حامد بهداد،بازيگران؛ عليرضا كهنديري آهنگساز، حميد آخوندي تهيه كننده و محمدحسين لطيفي كارگردان برگزار شد، دست اندركاران روز سوم به پرسشهاي حاضران پاسخ گفتند.
در اين نشست، محمدحسين لطيفي، گفت: در جشنواره بيست وپنجم فيلم فجر، دو فيلم كاملا جنگي داشتيم كه مربوط به خود جنگ بودند، و هر دوي اين فيلمها، سعي كردند بحث ارتباط با مخاطب عام را لحاظ كنند.
وي ادامه داد: ما موقع ساخت فيلم، به اين فكر كرديم كه حرف خود را به گونهاي بزنيم كه دلنشين باشد.
لطيفي گفت: ساخت فيلم جنگي، مثل شمشير دولبه است و سختيهاي زيادي دارد. اگر خيلي خشك بسازيم، بدون جذابيت ميشود و از طرفي توليد فيلمهاي كمدي راجع به جنگ هم، ارزشهاي دفاع مقدس را به طور كامل نشان نميدهد.
كارگردان روز سوم سپس گفت: اين فيلم با اين قصد ساخته شد كه با مخاطب، ارتباط سازنده برقرار كند و در واقع ما خواستيم در اين زمينه و با اين هدف خودمان را تست بزنيم كه آيا ميشود مخاطب را تا آخر چنين فيلمي روي صندلي نشاند يا نه؟
وي افزود: 25 سال از آن تاريخ گذشته و در سينماي جهان هم امر مرسومي است كه وقتي مدتي از وقايع تاريخي مي گذرد، درباره آن فيلم ساخته ميشود، همانگونه كه راجع به جنگها اتفاق افتاده و هنوز هم فيلم جنگي ساخته ميشود و از زواياي مختلف به اين قضايا نگاه ميكنند.
لطيفي گفت: با ساخت فيلم روز سوم من خواستم از كساني كه در آن روزها خالصانه و صادقانه جنگيدند و شهيد شدند، يادي بكنم و اهميت ساخته شدن اين كار را در واقع بيشتر از بابت ارتباط آن با نسل سوم ميدانم.
لطيفي در پاسخ به پرسش يكي از حاضرين كه چرا فيلم هندي ساخته ايد گفت: تصور كنم صرفا حضور شخصيت حامد بهداد و چهره متفاوتي كه او از بدمن ماجرا نشان ميداد، بتواند ثابت كند كه اين فيلم هندي نيست چرا كه شخصيتهاي سينماي هند، خيلي كليشه اي و يك بعدي هستند، در حالي كه در اين فيلم، اين اتفاق نيفتاده بود و قضيه به اين شكل نبود.
در ادامه جلسه از حامد بهداد راجع به روش بازي خود در نقش افسر عراقي پرسيده شد و او گفت: موقعي كه من بازي ميكنم، هيچگاه سر صحنه ديالوگ حفظ نميكنم يا سعي نميكنم يك ميزانسن را به صورت خشك اجرا كنم، بلكه در آن صحنه، مثل يك آدم عادي زندگي مي كنم، راه مي روم و خود واقعي ام را در فيلم جاري مي كنم.
بهداد ادامه داد: در پشت صحنه روز سوم، افراد زيادي بودند كه به من كمك كردند و و عراقي حرف زدن را هم از كارگراني كه سرصحنه بودند، ياد گرفتم.
اين بازيگر در مورد صحنه آخر فيلم و تير خوردن خود گفت: من طرحي را براي اين صحنه ريختم و به كارگردان فيلم پيشنهاد دادم كه اين صحنه اينگونه باشد و وقتي محمدحسين لطيفي از من دليلش را پرسيد، به او گفتم تنها نصيب فواد از اين عشق همين دو تا تير بود و هيچ بهره ديگري از عشقش نبرد، پس بگذاريم پذيرفتن اين دو تير از طرف او كه تنها نصيب عشقش است، به اين شكل اتفاق بيفتد.
در ادامه برنامه، حميد آخوندي تهيه كننده روز سوم گفت: وقتي كه در 3 خرداد61 ، با يك ژ-3 و 100 تير در خرمشهر بودم، به خاطر حفظ ناموس آنجا رفتم و حالا خوشحالم كه در اين فيلم تلاش براي حفظ ناموس را به نمايش گذاشتهايم و به اين دليل تشويقهاي شما را مي شنوم.
سپس باران كوثري راجع به موفقيتش در نقش سميره، در فيلم روز سوم گفت: حس مي كنم فقط 50 درصد در ايفاي نقش موفق بوده ام، چون روايت واقعي اين اتفاق، به قدري وحشتناك بوده كه من حس مي كردم شايد نتوانم خوب بازي كنم ولي فضايي كه سر فيلم به وجود آمده بود، به قدري خوب بود كه اين حس را تا حد زيادي در من زنده كرد.
در ادامه جلسه، محمد حسين لطيفي در مورد اشاره هاي فيلم به سقوط خرمشهر و در پاسخ به پرسشي با اين مضمون كه چرا سقوط خرمشهر در روز سوم به خوبي در نيامده و چرا موضوع اصلي فيلم، يك روايت عشقي است؟، گفت: ماجراي اصلي فيلم در سه روز اول نبرد خرمشهر اتفاق افتاده اما ما آن را به سه روز آخر تبديل كرديم. از طرفي در واقعيت، تمام آن افراد هم سالم برگشتند و حتي يكيشان هم زخمي نشد، اما براي اين كه از نظر حسي فيلم تاثيرگذارتر باشد، اين ماجرا را به سه روز آخر منتقل كرديم و داستان را تغيير داديم.
وي متذكر شد: برخلاف آنچه مطرح مي كنيد، روز سوم صرفا به يك ماجراي عشقي نميپردازد و قصه هاي زيادي در اين فيلم مستتر است؛ يكي قصه عشق يك عراقي به دختري ايراني است، يكي قصه نجات يك دختر توسط گروه سرباز نجات دهنده، يكي هم داستان شخصي كه مي خواهد از يك پسر انتقام بگيرد... من در نهايت حدود پنج قصه را در يك فيلم وارد كردم تا فقط تصويري كلي از حالت شهر به شما داده باشم.
لطيفي افزود: اين فيلم 105 دقيقه است و از اول همين زمان را داشت كه زمان زيادي است، اما يك بار برآوردي انجام شد در مورد اين قضيه كه فيلمي از سقوط خرمشهر ساخته شود و نتيجه برآورد اين بود كه در اين صورت بايد 35 قسمت 60 الي 70 دقيقه اي به شكل سريال ساخته شود.
اين كارگردان همچنين تاكيد كرد: روز سوم روايت من از سقوط خرمشهر نبوده است.
در بخش ديگري از مراسم، عليرضا كهن ديري سازنده موسيقي متن فيلم ضمن اشاره به ويژگيهاي موسيقي روز سوم به پرسشهاي حاضران پاسخ گفت. او متذكر شد: تشخيص كارگردان اين بود كه فيلم اينقدر موسيقي لازم دارد، همان طور كه مثلا در فيلمي چون بچه هاي آسمان، كل فيلم فقط 6 دقيقه موسيقي داشت. من هم در اين راستا به ساخت موسيقي براي روز سوم پرداختم.
در ادامه، از حميد آخوندي در مورد شائبه هاي حمايت دولتي از اين فيلم پرسيده شد و او گفت: برخلاف تصور برخيها، در توليد روز سوم وزارت ارشاد و بنياد سينمايي فارابي هيچ گونه كمكي به ما نكرد و حتي دوربيني هم در اختيار ما قرار نگرفت؛ تنها بنيادشهيد با ما قرارداد بست و 400 ميليون تومان پول به ما داد كه اين فيلم را برايشان بسازيم.
وي تاكيد كرد: دوربيني كه ما براي اين فيلم از آن استفاده كرديم، از بخش خصوصي تهيه شد و دوربين قديمي بود و چون ما موقع كار مي خواستيم صدابرداري سرصحنه داشته باشيم، مجبود بوديم براي جلوگيري از ضبط صداي دوربين جزو صداي صحنه، دور دوربين پتو بكشيم!
آخوندي متذكر شد: هيجگونه كمكي به اين فيلم نشد و روز سوم با دست خالي ساخته شد.
سپس لطيفي در پاسخ به پرسشي در مورد علت وجود طنز و شخصيتهايي با اين مختصات در فيلم روز سوم، گفت: آدمهاي دوست داشتني در جنگ خيلي زياد بودند و اين حالتها و آن طنزها هم در همان لحظات جنگ وجود داشته است كه من در روز سوم با روش خودم به اين آدمها و اين جريان نزديك شده ام.
كارگردان روز سوم در پايان به نقل خاطراتي از توليد فيلم پرداخت و گفت: در هنگام توليد فيلم، ساختمان اسكان ايرانيها، يك بيمارستان مخروبه بود كه استفاده اي از آن نمي شد و ما هم حق نداشتيم هيچگونه دستي به تركيبش بزنيم. در اين حال و هوا، يك روز وقتي براي افكت انفجار، دو تا چاشني در سقف ايجاد كرديم، آمدند ما را دستگير كردند و ما تا پاسي از نيمه شب در زندان بوديم!
وي خاطرنشان كرد: براي ساخت روز سوم به قدري دستمان تنگ بود كه ما حتي نمي توانستيم يك دكور بسازيم و آن را در خلال ماجراهاي فيلم از بين ببريم و البته اين از بضاعت اندك سينماي ايران ناشي مي شود.
در پايان مراسم جوايز و لوحهاي تقدير از سوي دستاندركاران فيلم به عوامل روز سوم اهدا شد.

خانمها آقايان سلام شب شيشه اي شما بخير. - مهمان امشب ما متولد ماه تير 1356 است جواني علاقه مند و پر استعداد در زمينه بازيگري از كشفهاي كارگردان سينما و تلويزيون ايران محمد حسين لطيفي است با اينكه سريالهايي كه از او ديديم زياد نبوده ولي با اين حال جايگاه ويژه اي را در ميان مخاطبان به خود اختصاص داد او كارش را در سينما با كانديداتوري در جشنواره فجر آغاز كرد و نويد بخش يك ظهور جديد در تلوزيون و سينما بود .پوريا پور سرخ سلام شب بخير به شب شيشه اي ما خوش آمدي . من هم سلام عرض ميكنم خدومت شما و بينندگان خوب برنامه شما. سوال نظر سنجي نقش آفريني پوريا پور سرخ را در كدام يكي از موارد زير دوست داشتيد ؟ 1- وفا 2- صاحبدلان - شما پنجمين نفري هستيد كه به من قبل از برنامه گفتيد كه به من گفتند به اين برنامه نرو يا اگر رفتي حسابي روي رشيد پور را كم كن.چرا اينگونه است؟ *اولاً دليلش را نميدانم و ميدانستم كه اين صحبت من را وسط برنامه ميگوييد . من مدت طولاني جايي مصاحبه اي نداشتم و از يك سكوت نهايت استفاده را بردم .من مدتی بود که رفته بودم خارج از کشور. - شما در امارات براي كار شخصي رفته بوديد يا براي فيلمبرداري ؟ يك كار شخصي بود . - پوريا من از چند نفر شنيده بودم كه تو ميليونها تومان پول خرج كرده بودي كه مدت خيلي زيادي عكست روي جلد مجله ها باشد و مصاحبه هاي زيادي از تو چاپ بكنند . فكر ميكنيد واقعاً منطقي است اين را من هم شنيده بودم خيلي صادقانه بگويم كه من قبل از اين كه بيايم در اين حرفه اين حرفها را ميشنيدم مثلاً در مورد فلان بازيگر جوان . مثلاً ميگفتند فلاني هنوز فيلمش پخش نشده چطور همه ي مجلات دارند باهاش صحبت ميكنند طبيعي است من اولين نفري نيستم كه در موردم اين حرفها زده ميشود نمي دانم من حتي يك براورد كوچك هم نميتوانم بكنم كه مثلاً قيمت چاپ يك مصاحبه كوچك چقدر است.بعد از وفا مجلات اين لطف را داشتند كه عكس و مصاحبه هايي از من چاپ ميكردند اگر قرار بود همچين اتفاقي بيافتد من ترجيح مي دادم كه مصاحبه ها را عوض بكنم و بگويم كه اكثر عكسهايي كه از من چاپ ميشد عكسهاي تكراري بود .و مصاحبه ها هم كه ديگر بد تر .من منكر يك سري اشتباهات نميشوم. من در فاصله اي كه من را نميشناختند تا اين كه وفا گل كرد يك آدم بي تجربه كه وارد يك محيط خاص ميشود كه هيچ اطلاعات خاصي از آن ندارد من اشتباهات زيادي در آن مقطع داشتم كه از مهمترين آنها دوستاني بود كه من در آن زمان انتخاب كردم .يك مجله ي تقريباً دولتي بود كه براي من يك پرينت مصاحبه اي فرستاد و از من دعوت كرد و مصاحبه هاي من را نيامد روتوش كند و دو باره بنويسد و براي من هم احترام زيادي قائل بودند .و الان هم از دوستان من هستند و خيلي جوانان فعال و پيگيري هستند .شما در نظر بگيريد اين همه مجله حدود 50 يا 60 تامجله اگر اين همه را من ميخواستم پول بدم خوب ميرفتم يك فيلم مي ساختم كه لا اقل يك چيزي برگردد من فكر ميكنم براي هر شماره اش بين 4يا 5ميليون هزينه برميدارد.مطمئن باشيد اين هم جزء بقيه شايعات است كمتر مجله اي پيدا ميشود كه روي جلد آن كه ويترين آن است عكس آن را با كسي پر بكنند كه برگشت نداشته باشد. - يك مجله اي روي جلد آن زده بود كه هيلدا اسم دختر پوريا پورسرخ من خريدم كه ببينم كه كي بچه دار شده ای؟. پس ببينيد خيلي بي منطق است كه من بگويم بياييد عكس من را با اين عنوان روي مجله چاپ كنيد . - آقاي پور سرخ چقدر صداي شما شبيه محمد رضا فروتن است تعمدي است يا تصادفي ؟ تعمدي يا تصادفي آن را به شعور مخاطب خودم واگذار ميكنم مثلاً من سكانسي داشتم در سريال وفا كه اين اتفاق افتاد سكانسي بود كه در يك راهرو ي باريك كه نور پردازي دقيقي داشت كه بچه ها يادشان است .كه حتي من اگر وزنم را از روي پاهايم جابجا ميكردم همكان داشت كه من از نور خارج بشوم در يك راهروي باريك هفت تير كشيده بود ژوبين كه ميخواست برود انتقام وفا را بگيرد كه بايد به عربي به پليسها ميگفت كه خرچنگ اين كار را كرده و من فهميدم كه جريانم به چه صورت بوده است . كه داشتم گريه ميكردم و سعي ميكردم كه تمام كارهاي من طبيعي باشد . كه گريه بود و عصبي بود و تمام حس هاي ديگري كه ژوبين بايد انتقال ميداد .در آن لحظه حالا من اين را اگر با صداي آلن دلون بگويم يا با صداي فروتن يا خودم . البته يك چيز در مورد محمد رضا فروتن بگويم كه يك ردپا در سينماي ايران به جا گذاشت به نظر من بازيگر فوق العاده اي هستند و بسيار آدم با شخصيتي هستند . - من احساس كردم كه تعمد بود كه مي خواستي ريتم صدايت را عوض بكني . من از اين حرفها زياد شنيدم آن موقع و استاداني كه به من آموزش مي داند گفتند كه بي توجه باش چون هر كاري بكني هم نقد خوب است هم نقد بد من يك چيز را صادقانه ميگويم من ميتوانستم نقشهاي مشابه وفا را خيلي تكرار بكنم ولي من رفتم نقش 5،4فيلم آقاي لطيفي را بازي كردم . - اين ارادت به آقاي لطيفي بود يا فكر مي كردي كه مي شود نقش 5،4 را هم خوب بازي كرد البته كه ايشان بسيار دوست داشتني هستند .و بسيار محترم ولي صادقانه بگويم كه من خيلي ازان نقش ترسيدم يك خاطره بگويم كه من يك سكانسي بود كه بايد حسين محجوب را به زور از خانه بيرون ميكردم براي من خيلي سخت بود واقعاً نمي توانستم آقاي محجوب بسيار انسان دوست داشتني هستند به خودم اين اجازه را نميتونستم بدهم حتي براي شاهين كه من از آقاي لطيفي خواهش كردم كه آقاي لطيفي كمي به من كمك كنيد و اين كار را كردند و كادر را براي منو باز كردند و گشتند تا من را پيدا بكنند چون من يك گوشه از آن حياط بزرگي كه در آن كار ميكرديم خلوت كرده بودم . - اين جواب سوال من نبود؟ هر دو بود فيلمنامه آقاي طالب زاده به نظر من فوق العاده فيلمنامه بي نظيري بود و آقاي لطيفي هم كار كردن با ايشان افتخار است . - آقاي لطيفي شما را بار اول در فرار بزرگ معرفي كرد و در وفا به اين نتيجه رسيد كه پوريا پور سرخ در نقشهاي ملو درام به خاطر تيپي كه دارد بهتر مي تواند بدرخشد با اينكه گفتيد كه من ديگر علا قه ندارم وفا را تكرار بكنم من روز سوم را در جشنواره ديدم اين فيلم خيلي دور از سريال وفا و آن حالت ملو درام نيست و كانديدا هم ميشوي بنا براين فكر نمبكني كه توانايي تودر نقشهاي ملو درام است ؟ من فرمايش شما را مي پذيرم با وجود اينكه مخالف هستم . ميپذيرم به عنوان كسي كه كه صاحب نظر است عرضي كه من دارم اين است كه مطمئناً هر كدام از ما يك سري نقشها را بهتر انجام ميدهيم بله چون من هم درونم نزديك است به اين شخصيتها شايد بهتر بشناسم .من آدم احساساتي زود رنج هستم و سعي ميكنم كه به كسي بدي نكنم .به نظر من وفا و روز سوم خيلي وجه مشترك آنها كم است در اين عشق به خواهر است ولي آن كسي كه براي ازدواج در نظر گرفتي . من در اين فيلم سعي كردم از بدنم استفاده بكنم در روز سوم خاطرتان است كه من قرار بود ازيك ديواري بپرم من ميتوانستم از دستم استفاده بكنم ولي سعي كردم كه پا بزنم و بپرم.و يك مقدار قدرت بدني رضا را به رخ بكشم . - ولي ميگويند به خاطر همين احساساتي بود بود كه شما از نگرفتن سيمرغ نا راحت شديد يا از لحاظ حرفه اي فكر ميكردي كه حقت است كه سيمرغ را بگيري ؟ كساني كه كم لطفي ميكنند و فكر ميكنند كه من از نگرفتن سيمرغ نا راحت شده ام كساني هستند كه نا را حت بودند از كانديد شدن من . - مگر دشمن شما هستند ؟ دشمن نه ولي متأسفانه قواعد رقابت خيلي سالم نيست يك روز مانده بود كه جايزه ها اعلام بشود به من گفتند كه دوست داري كه چه كسي جايزه بگيرد ، من گفتم براي من يك چيز خيلي مهم است اينكه در كنار بزرگواري مثل خسرو شكيبايي و پيشكسوتهايي مثل مسعود رايگان .و سعيد پور صميمي و استعدادي مثل بهرام رادان قرار گرفتم . - يعني وجداناً صرف كانديداتوري تو را به آن چيزي را كه ميخواهي رساند ؟ من صادقانه دوست نداشتم كه بگيرم چون گرفتنش يك سري فشار هايي روي آدم وارد ميكند. - به هر حال تو بازيگر خوبي هستي ولي شايد براي كساني كه عمري را در سينما سپري كرده اند سخت است كه يك جواني بيايد 2تا سريال بازي بكند بعد بيايد با يك فيلم كانديدا بشود بعد بگويد كه سيمرغ را هم بدهيد به من . من در خانواده ام از بچه گي يك چيز را ياد گرفته ام هر كس زود تر از من يك كاري را شروع كرده وظيفه من اين است كه به آن احترام بگذارم من سعي كردم براي همه اين احترام را قائل باشم و من فكر ميكنم كه تاكسي نيست كه هر كه زودتر رسيد حقش باشد كه جايزه بگيرد من براي روز سوم زحمت كشيدم بي انصافي است كه زحمت همديگر را زير سوال ببريم . - زير سوال بردن 100% زشت است ولي انتظار حتمي سيمرغ هم به همان اندازه زشت است. من شك ندارم كه كسي كه اين حرف را زده كساني بودند كه از كانديدا شدن من ناراحت شده اند.من قسم ميخورم همانقدر كه براي خودم خوشحال شدم براي حامد هم خوشحال شدم.اين حرفه بدن سازي نيست كه ما هر چقدر هيكلمان بزرگتر باشد معلوم است كه ما ادم بزرگتري هستيم.يك نفر مثل حامد بهداد همه ميدانيم كه بازيگر بي نظيري است حامد اينقدر به من سر يك پلان كمك كرد كه وقتي نوبت به خودش رسيد توپوق زد .اين هم بگويم در مورد سوال شما كه من يك برد هم كردم كه كسي نكرد من در يك مدت كوتاه كسي كه عاشقانه بازي و خودش را دوست دارم مثل علي نصيريان الان ميداند كه اگر بهش بگويند پوريا پور سرخ كي است .به نظر من نه كانديد شدن بي ارزش است و نه سيورغ گرفتن يك چيز بي ارزش است كه ما به خاطر آن تمام ارزشها را برديم زير سوال و به خيلي از بزرگتر ها بي احترامي كرديم . - پوريا جان امين تارخ در برنامه ما گفت كه پوريا پور سرخ در نمك خورد و نمكدان شكست من براي پوريا پور سرخ 3 ماه زحمت كشيدم ولي او تكذيب ميكند كه شاگرد من بوده در كلاس بازيگري . اول اينكه من از همين جا به آقاي تارخ يك سلام دوست داشتني و پر انرژي ميكنم ايشان را من خيلي دوست دارم ايشان استاد بسيار خوبي است ايشان اينقدر بزرگ است و اينقدر بازيگر خوب تحويل اين جامعه دادند كه با اين كار من اتفاقي نمي افتد اما متأسفانه آقاي تارخ دچار سوء تفاهم شده اند براي دليل ماه نامه تخصصي كه اي كاش براي خودشان هم بفرستم شايد تنها ماه نامه تخصصي بود كه من باهاش در آن مدت صحبت كردم .من اولين اسمي كه آوردم آقاي تارخ بود و من هيچ ابايي ندارم كه بگويم چه كسي استاد من بوده است من براي پيشكسوتها فوق العاده احترام قائل هستم و حتي كساني كه يك روز زودتر از من آمدند كه من مستقيم و غير مستقيم خودم را به گونه اي شاگرد آنها ميدانم آقاي تارخ خيلي براي من زحمت كشيد و يكي از افتخارات زندگي من اين است كه آقاي پرويز پرستويي نه تنها براي من بلكه براي تمام بازيگران ايران مثل يك خورشيد مي مانند حتي اگر اينقدر من پوريا پور سرخ اينقدر كوچك باشد كه مواقعي اشتباه بكنم هرجوري بچرخم دقيقاً خورشيد است و براي بقيه.من ديدم كه ايشان انرژي به من ميدهند ومن تا آخر عمر سپاسگذار ايشان هستم .و من يك استادي داشتم به نام حبيب رضايي چون اختلاف سني ايشان با من فوق العاده كم است ولي ايشان خارق العاده است و من افتخار ميكنم كه شاگرد اين افراد بودم من آقاي تارخ را خيلي دوست دارم و براي من خيلي قابل احترام هستند ولي يك گلگي كوچك از ايشان دارم آقاي تارخ من از طريق يكي از دوستان همكار نزديك كه به من گفت كه پوريا آقاي تارخ همچين گلگي دارند از شما.من زنگ زدم و صادقانه گفتم كه واقعاً اينطوري نيست اين حرفهاي خاله زنكي كه ميگويند كجا بوده و من كجا اين حرف را زده ام من اولين اسمي را كه به عنوان استادم آوردم شما بوديد و من فكر كردم كه قضيه حل شد .شايد من خيلي قصور كردم در آن موقع به من گفتند كه باشد قضيه حل شده . - شما در فيلم اقاي حسين لطيفي بازي كردي و آقاي لطيفي هم عموماً بازيگرانش را با خودش در پروژهاي مختلف ميبرد چرا در توفيق اجباري محمد رضا گلزار را جايگزين تو كرد ؟ البته من خيلي خوشحالم كه محمد رضا گلزار را جايگريم من كرد چون به عقيده من يكي از خوش قلب ترين و بهترين و خيلي دل صافي دارد و الكي نيست كه اينقدر موفق است كه 2بار در اين چند سال اخير ركورد فروش را جا بجا كرده است مثل آتش بس كه در يك مقطع پر فروش ترين فيلم سينما بود و من بازي ايشان را خيلي دوست دارم و بيشتر از بازي اش من از خودش خوشم مي آيد . - بازي محمد رضا گلزار را كجا پسنديده ايد ؟ من در بوتيك بازي ايشان را خيلي دوست داشتم و كما و آتش بس را اگر يك بازيگر ديگر بازي ميكرد اينقدر شيرين ميشد . - پس بازيگر محبوب شما است ؟ يكي از بازيگران محبوب من است كه نه تنها جلوي دوربين ايشان را بلكه پشت دوربين ايشان را نيز خيلي دوست مي دارم. - چطور شد كه جايگزين تو شد ؟ اصلاً جايگزين من نشد من آقاي لطيفي را از وقتي كه دورادور ميشناختم تا اينكه جلوي دوربين ايشان رفتم در فرار بزرگ كه نقش نسبتاً كوتاه بود 2 سال و نيم ميگذشت دختر ايراني و خوابگاه دختران در آن مقطع ساخته شد فرار بزرگ يك نقش كوچك و يك آزمون ورودي بود براي من و من سعي كردم در زمان به اندازه خودم خودم را ببرم جلو و وقتي كه توفيق اجباري نوشتند بهترين شخص به نظر خودشان و من به عنوان يك دوست كوچولو گلزار بود.و من دوست داشتم كه ايشان با آقاي لطيفي كار بكنند چون نوع بازي گرفتن آقاي لطيفي را مي دانم و چون ايشان دست بازيگر را باز ميگذارد گلزار در اين نوع فيلمها خيلي خوب ميتواند بازي كند.به هر حال دو بار فروش را جابجا كرده است. - يعني پوريا پور سرخ آنقدر اين موقعيت را براي خودش نميداند كه بتواند فروش را جابجا كند ؟ اينگونه حساب نميكنم كه اگر گلزار بازيگر موفقي است پس بايد من بازيگر نا موفقي باشم . - يك نمره از 0تا 20به خودتان بدهيد؟ اگر در مورد اخلاق باشد من به خودم 5/18ميدهم. - اخلاق حرفه اي چطور؟ اين را صادقانه مي گويم كه اين را هنوز وارد نيستم . - پوريا يك فيلمي ازت ديدم دوست دارم كه 2 دقيقه در اين مورد براي من صحبت بكني فكر ميكنم در آبادان بود كه شما در پشت تيريبون ايستاده بودي و خيلي با احساس داشتي صحبت ميكردي در اين مورد براي ما صحبت ميكني؟ من كه اصلاً از آنهايي هستم كه در خيابان بچه كوچولو ميبينم غش و ضعف ميرن چون بچه ها خيلي بي منت انرژي ميدهند به آدم يك كاري دارد در آنجا صورت ميگيرد كه ايينقدر آدمهاي بزرگي دارند اين كار را انجام ميدهند كه نوع آن حركت ،حركت قشنگي بود بچه هاي مناطق نسبتاً محروم را جمع ميكنند و براي آنها فيلمهاي جشنواره را نشان ميدهند من كه يك عضو كوچك بودم وقتي مثلاً پرويز پرستويي به آنجا مي آيد و خسرو شكيبايي به آنجا مي آيد من خيلي خوشحال شدم رفتم آنجا. - حست نسبت به بچه هاي خرمشهر با ويژگي خرمشهري بودن چي بود ؟ ما از قديم گفتيم كه جنوبي ها خيلي آدمهاي خون گرمي هستند و خرمشهري ها هم همينطور آنها خيلي ضربه خوردند در جنگ و هنوز كه هنوزه ما يك فيلم جنگي با شرايط سخت ساخته ايم من اينجا از محسن نوروزي تشكر ميكنم دوران ان موقع را بازسازي ميكرد و شهر را تبديل به يك خرابه ميكرد ولي آن مردم اينقدر به ما لطف داشتند و اينقدر به ما انرژي ميدادند بعضاً لاستيكي سوزانده ميشد يا صداي انفجار باعث ميشد شيشه اي بشكند اينقدر با مهرباني با ما رفتار ميكردند كه من اصلاً انتظار نداشتم اتفاقاً آقاي رجبي معمار هم آنجا تشريف داشتند خيلي آدمهاي موجهي بودند و يك انرژي زيبايي بين مردم رد و بدل ميشد .البته روي يك موضوعي گارد داشتند كه ميگفتند لهجه ها خيلي خوب نبوده است چون اكثر لهجه هاي آباداني و خرمشهري را آنها دوست داشتند . - آقاي پور سرخ من چندتا اسم به شما ميگويم شما نظرتان را بفرماييد؟ 1. بهرام رادان:بازيگر با استعداد و موفق كه من از زحمتهايي ايشان خيلي استفاده كردم . 2. محمد رضا فروتن:خيلي دوستش دارم خيلي بازيگر خوب و يك انسان دوست داشتني است و از همينجا هم تسليت مي گويم فوت مادر محترمشان را و روي ماهش را مي بوسم . 3. محمد رضا گلزار: خيلي دوستش دارم و خيلي پسر محترمي است و مطمئناً آن تاثيري كه از خانواده اش گرفته است كاملاً نمايان است خانواده ي خيلي محترمي دارد . 4. هانيه توسلي:در وفا با ايشان هم بازي بودم همین 5. باران كوثري:ايشان با جرأت مي گويم يكي از بهترين هم بازي هاي من بوده است . 6. حامد بهداد:معدن انرژي و من فكر ميكنم كه تنها نقشي را كه بازي كند و خراب ميكند نقش آدم حسود است . 7. محمد حسين لطيفي :هرچه دارم واقعاً از ايشان است و اعتماد ی كه به من كرد و اگر خوب بود واقعاً زحمت ايشان و بقيه بچه هابود و اگر بد بود سعي ميكنم در چند سال آينده از اين فرصت استفاده بكنم . 8. ابراهيم حاتمي كيا :آژانس شيشه اي ايشان فكر ميكنم كه از آن فيلمهايي است كه من هميشه ميتوانم ببينم .بي نظير بود. 9. مريلا زارعي:دنياي هركس اندازه وسعت فكر ايشان است ايشان بسيار انسان با هوشي هستند و اي كاش كه كمي منطقي تر برخورد بكنند من فوق العاده از حضور ايشان در برنامه شما لذت بردم دوستشان دارم فيلمهايشان را ديده ام و خواهم ديد . - من فكر ميكنم شما بيش از اندازه در اين برنامه مثبت حرف زديد .تعمدي بود ؟ پوريا پور سرخ هم آدم مهرباني است و هم دوست داشتني.چون افتخار من اين است كه هيچ وقت هيچ كس را اذيت نميكنم . - می خوای نتیجه نطر سنجی رو اعلام کنم - 124304 نفر در نظر سنجي شركت كرده اند. 1. 36/64% به وفا رأي داده اند . 2. 64/35% هم به صاحبدلان رأي داده اند . يك عدد بفرماييد از يك تا 124000. 118250 - 912248. دو رقم آخر16برنده يك سكه تمام بهار آزادي شدند - خوب می تونی خداحافظی کنی از اینکه منو دعوت کردید و فرصتی دادید که بیام و برخی از سو ء تفاهم هایی که ایجاد شد بود رو بر طرف کنم خیلی ممنونم - من هم تشکر میکنم از جوابهایی که به سوالات دادین منو رها كن از اين فكر تنهايي خدانگهدار.









| |||||
|
سريال «وراء» به تهيهكنندگي منصور سهراب پور و كارگرداني سعيد سلطاني تهيه مي شود، هوشنك توكلي ، پوريا پورسرخ، عاطفه رضوي، حسن جوهرچي ، مريم كاوياني و حامد بهداد بازيگران اصلي«وراء» هستند.
نكته قابل توجه در اين فيلم، ايفاي نقش كليه بازيگران فيلم در نقشهايي است كه در كارنامه آنها، جزو بهترين و معروفترين كارهايشان بوده و بيشتر با ايفاي آنها براي مخاطب شناخته شدهاند.
| |||||




























